ميرزا حسن حسينى فسايى

252

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

سلجوقى ، به مغرب فنا متوارى گرديد و ماه حشمت خوارزمشاهيان ، لامع گشت ، تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و مدت سلطنت سلجوقيان از سال 432 كه زمان جلوس طغرل اول است تا سال 590 كه سال وفات طغرل سيم است 158 سال در ممالك ايران پادشاهى داشته‌اند . [ وقايع فارس در روزگار سعد بن اتابك زنگى ] در سال 591 : اتابك مظفر الدين تكلة بن اتابك زنگى سلغرى زندگانى را بدرود نمود « 1 » و مدت بيست سال پادشاهى فارس را داشت و بعد از وفات او برادر ارجمندش اتابك مظفر الدين ابو شجاع سعد بن اتابك زنگى نعم الخلف آمده به جاى برادر نشست و مالك تاج و تخت مملكت فارس گرديد و در اوائل حال وزارت مملكت را به ركن الدين صلاح كرمانى واگذاشت و پس از او ، امورات ملكى و دولتى را به اعلم و افضل زمان ، خواجه عميد الدين ابو نصر اسعد افزرى كه در تمامت فنون علميه بذروه كمال رسيده بود راجع فرمود . صاحب كتاب وصاف فرموده است « 2 » ، چون عميد الدين « 3 » به رسالت به حضرت سلطان محمد خوارزمشاه برفت ، او را اعزاز فرموده ، بر كرسى زرين نشانيد و در بين محاورت ، سخنى از صنعت مطابقه آمد ، حضرت خوارزمشاه فرمود : در رزم چو آهنيم و در بزم چو موم * بر دوست مباركيم و بر دشمن شوم و بر سبيل امتحان ، خواجه عميد الدين را به اتمام آن اشارت نمود و خواجه بديهة گفت : از حضرت ما برند انصاف به چين * وز هيبت ما برند زنار به روم حضرت خوارزم شاه به زبان خود ، خواجه را ستايش فرمود . در نزديكى سال 593 : نواحى كرمان در تحت اقتدار اتابك مظفر الدين سعد بن زنگى درآمد و برادرزادهء خود محمد بن زيدون « 4 » را والى كرمان نمود و چون مداخل ديوانى كرمان به مخارج لشكرى كفايت نداشت عشرى بر خراج افزوده آن را فدية الملك نام نهاد « 5 » و بعد از سالى رعيت به تظلم آمده به عدل و انصاف اتابكى فدية الملك را برداشته و ماليات مقرره را برقرار داشت « 6 » . در سال 600 : اتابك اوزبك بن اتابك پهلوان محمد بن اتابك ايلدگز ، در غيبت اتابك مظفر الدين سعد بن زنگى از عراق عجم لشكر كشيده ، دار الملك شيراز را مسخر نموده در تحت اقتدار خود آورد و از قتل و غارت فروگذارى نكرده به زودى عود نمود . « 7 » در سال 602 : سلطان غياث الدين شاه پسر سلطان محمد خوارزمشاه ، با لشكرى چون مور و مار ، وارد فارس گرديد و دار الملك شيراز را مسخر داشت [ و ] اهالى آن را به انواع شكنجه و عقوبات مصادره و مطالبه عنيف فرمود ، هرچه را يافتند ، برداشتند ، عالى شيراز را سافلها نمودند و قبل از وقت سلطان غياث الدين لشكر خود را منع از قتل نموده بود و از اين رهگذر آسيبى

--> ( 1 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 87 . ( 2 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 87 . اين روايت با آنچه در تاريخ گزيده آمده است اندكى تفاوت دارد . ر ك : تاريخ - گزيده ، ص 499 . و روضة الصفا ، ج 4 ، ص 608 . ( 3 ) . در تحرير تاريخ وصاف ، ص 87 : ( عميد الدين ابو نصر اسعد ابزارى ) است . ( 4 ) . در تحرير تاريخ وصاف ، ص 88 : ( محمد بن زيدان ) است . ( 5 ) . در تحرير تاريخ وصاف ، ص 88 : ( فدية الملاك ) است . ( 6 ) . ( كرمان تا سال 607 در تصرف اتابك بماند ) . تحرير تاريخ وصاف ، ص 88 . ( 7 ) . ر ك : تحرير تاريخ وصاف ، ص 89 .